انواع ساعت و تقویم فارسی
برای قرار دادن در وبلاگ. خیلی سایت جالبی هستش. یه نگاه کنی ضرر نکردی. نزدیک پانصد ششصت تا ساعت و تقویم داره. با مدل های متنوع!
پدر ۱۳ ساله
تولد یک نوزاد با پدری سیزده ساله و مادری پانزده ساله. واقعا تاسف بر انگیزه + عکس.
اینقدر گشتم تا تونستم فایل صوتی دعای ماه رجب و پیدا کنم. که هم با کیفیت باشه و هم زیبا. وقتی پیدا کردم و گوش دادم نزدیک بود اشکم در بیاد. پیشنهاد می کنم حتما حتما حتما به ادامه مطلب برید و دانلودش کنید. واقعا زیبا خونده شده. شنیدم تو جمعمون یکی هست که داره می ره کربلا. وقتی رفتی اونجا مارو فراموش نکنی رفیق. البته می دونم، وقتی چشات به ضریح آقا بیافته دیگه هیچی یادت نمی یاد. حتی یادت نیست واسه خودتم دعا کنی. اما به هر حال اگه خدا کرد و پات رسید بین الحرمین مارو هم دعا کن. از ته قلب. برام دعا کنید بچه ها. محتاجم. محتاج...
پی نوشت: دیگه نمی دونم چه جوری به نظراتتون پاسخ بدم. دیگه پاسخگوی این همه لطف شما نیستم. از پسم بر نمی یاد. حلالم کنید.
شاید همه ی ما یه جوری انتظار همچین شبی رو می کشیدیم. به امشب می گن شب آرزو ها. از اسمش معلومه چه شبیه. شبی که طبق عادات و رسومات ما نیست. شبی که پیامبران ما اون رو بهمون یاد دادن، که این باعث چند برابر شدن اهمیت این شب و صادق بودنش می شه. امید وارم به تمام آرزوهایی که به صلاحتون هست برسید. حالا که می خوام آرزو کنم واسه امشب نمی دونم از خدا چی بخوام. سر در گم شدم. واسه خودم بخوام یا واسه دیگران؟ البته می شه زیاد آرزو کرد. اما فقط می خوام یه آرزو بکنم. کاش بتونم تا آخر امشب بهش برسم. اما می دونم اون یه آرزو در مورد خودم نیست. چون اینجوری واسم لذت بخش تره! چند خط مطلب که از یه سایت دیگه پیدا کردم در مورد اعمال امشب می نویسم تا شما هم بیشتر آشنا شید. [می تونید در ادامه مطلب مشاهده کنید.]
پی نوشت: چه جوری به این همه نظر های زیبای شما جواب بدم! نمی دونم.
آغوشت و به غیر من، به روی هیشکی وا نکن من و از این دلخوشی ها، آرامشم، جدا نکن من برای با تو بودن، پر عشق و خواهشم واسه بودن کنارت، تو بگو، به هر کجا پر می کشم من و تو آغوشت بگیر، آغوش تو مقدسه بوسیدنت برای من، تولد یک نفسه چشم های مهربون تو، من و به آتیش می کشه نوازش دست های تو، عادته، ترکم نمی شه فقط تو آغوش خودم، دقدقه هات و جا بذار به پای عشق من بمون، هیچ کس و جای من نیار مهر لبات و رو تن و روی لب کسی نزن فقط به من بوسه بزن، به روح و جسم و تن من
سلام به خدا، به عشقم... و شما دوستای خوبم. راما و رومینا، رها و مینا.... همه کسایی که من و تو این کلبه ی غمناک تنها نذاشتن. سلام به شمایی که تنها امید آخر دل من هستید. قبول داری روزگار غریبیه؟ غریب تر از هر غریبه! نمی دونم چرا. ولی دلم گرفته این روزا. انگار که هیچ دور دستی رو تو این جاده زندگی غریب نمی بینم. تنها چیزی که میبینم سنگ های جلوی پاهامه که با راه رفتنم لگد می خورن و گاهی پام و خراش می دن. دوست دارم کنار جاده بشینم و غروب و نگاه کنم. نتونستم تمام نوشته هاتون و بخونم. ولی یه تیکه های کوچیکی رو فهمیدم. فهمیدم رها یه روز و خوب و پیش مادر پشت سر گذاشت و ترسید که نکنه خواب باشه. فهمیدم رومینا حالش خوب شده و اومده و می نویسه. دیدم که راما خوشحاله و می خنده. احساس کردم که مینا خوش حاله از بهبودی حال دوستاش. می بینید چقدر زود همه چیز می گذره. هر روز یه زندگی جدید ساخته می شه، رو سرمون ویروون می شه، یه مدت غصه می خوریم، بعد همه چیز درست می شه و فراموش می کنیم. تنها چیزی که به ما اضافه می شه سن ماست و کم شدن لحظه های باقی مونده ما برای کنار هم بودن. گذر لحظه هامون تو این جاده! خدایا ممنونم. ممنونم که خودت رو به ما شناساندی. تا هیچ وقت تنها نباشیم. تنهایی خیلی سخته. این روزا احساس شدیدی به یه آغوش پر محبت دارم. خدایا من و می گیری تو آغوشت؟ می دونم لایق خوبی هات نیستم، اما... خدایا... چرا تا می خوام دو کلمه باهات صحبت کنم بغضم می گیره؟! باشه. هیچی نمی گم. شب بخیر.
گفته بودم به خیال روی تو بینم در خواب شب زسودای سرزلف توام خواب کجاست
خدای من! کوله بارم اگر چه از توشه راه تهی است، انباشته از توکل که هست. الهی ان کان قل زادی فی المسیر الیک فلقد حسن ظنی بالتوکل علیک و ان کان جرمی قد اخافنی من عقوبتک فان رجائی قد اشعرنی بالامن من نقمتک... اگر چه از پنجه های وحوش گناهانم بر چهره ام خون ترس نشسته است. اگر چه دستم از آنچه کرده است می لرزد و اگر چه موریانه های بیم، استواری پاهایم را سست کرده است، دلم امیدوار رحمت توست و خاطرم جمع لطف تو. اگر چه خزه گناهانم مرداب دلم را هر لحظه به عفونت عذاب نزدیک می کند، آفتاب اطمینان به تو هنوز در آسمان وجودم می درخشد!
نبهتنی المعرفة بکرمک و ألائک و ان اوحش ما بینی و بینک فرط العصیان و الطغیان فقد آنسنی بشری الغفران و الرضوان... اگر خواب سرد زمستانی گناه دلم را به انجماد کشیده است، نسیم بهاری اعتماد به لطف تو درآوندهای دلم هیجان تازه آفریده است. اگر دانه وجودم در زیر خاکهای غفلت و نسیان، در اشتیاق دیدار خورشید تو، شکفتن را از یاد برده است شناسایی سبزینه فطرتی که تو در وجود نهاده ای سر می شکفد و در اشتیاق تو رشد می کند. اگر گناه و غفلت، استعداد لقای تو را در وجودم به خواب برده است، عرفان کرامت و بخششت هر لحظه بر دیواره تن خسته ام آونگ می شود. اگر گناه و طغیان و عصیان من هر لحظه میان من و تو حصار می شود نسیم مژده غفران و رضوان تو از ورای این حصار در من روح تازه می دمد و در شریان گناه، خون امید به بخشش می دواند. خدایا! اگر معصیت من، میان من و تو حجاب می شود، اعتقاد به کرم تو پرده می دراند و دیوار می شکند. خدایا! در زیر بار سنگین گناه، دلخوشیم به دستهای مهربان توست.
دعای حضرت زهرا (س) :
پروردگارا مرا به آنچه روزی فرمودهای قانع کن که از آن چه از نعمتهایت
دارم راضی باشم و مرا با الطاف و محبتهایت پوشش بده و برای همیشه به
من عافیت، دوری از امراض روحی و جسمی عنایت فرما. پروردگارا مرا ببخش و
به من رحم فرما آنگاه که مرا از دنیا میبری. پروردگارا در جستجوی آنچه
برایم در نظر نگرفتهای سرگردان و عاجزم مفرما و آنچه را برایم خواستهای
به آسانی و سهولت در اختیارم قرار ده. خدایا پاداش نیکو به پدر و مادرم
مرحمت فرما و به هر کس که حقی بر گردن من دارد با او چنین کن.
پروردگارا مرا برای آنچه آفریدهای برای همان قرارم ده و به آنچه که
خود متکفل انجام آن برایم شدهای، مشغولم مفرما. خدایا مرا عذاب مفرما
در حالی که من از تو طلب بخشش دارم و محرومم مفرما در حالی که از تو
تقاضا و خواهش میکنم. الهی مرا نزد خودم ذلیل و بیمقدار قرار ده ولی
مقام خودت را نزد من عظیم فرما و اطاعت خویش و انجام آن چه رضای تو در
آن است و پرهیز از آنچه تو را به خشم میآورد را در همه امور به من
الهام فرما....
ای مهربان ترین